![]() |
![]() |
|
| سحر و پگاه |
سلام |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
سلام
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
سلام بچه های ناز مهربون
جواب مسابقه ما گزینه هیچکدام بود که حیچ بنی بشری جواب درست رو نداد . حالا ما چیکار کنیم با این همه جایزه ولی بازم جای شکرش باقیه چون ما انتظار همینم نداشتیم . راستی یادم رفت حال و احوال کنم حال من اصلا خوش نیست بخیر گذشت می بینید تو خدا مردم چه جوری با فشار آدم بازی می کنن تا یادم نرفته بذارید بگم که مامانم دو باره با بابام قهریده الان خونه یکی از آشنا ها تو مشهدیم . البته سحر با دوستاش رفته بیرون منم اومدم کافینتم اینایی که گفتم اصلا به شما ربطی نداشت ولی خوب بعضیا شاید دوست داشته باشن. پس تو رو خدا به من بد و بیراه نگین الان منو هیچ چیز خوشحال نمی کنه مگر خوردن یه بستنی یخی شاتوتی ای بابا خیلی دارم یخ می نویسم ولی خدایی شرایط مناسب نیست . همین که با اون صحنه مواجه شدم روحیمو از دست دادم اصلا حوصله ویرایش ندارم اگه اون وسطا غلط املایی- جمله بندی اشتباهی دیدید جونه خودتون مسخره نکنید .
سحر و پگاه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
سلام عليکم و رحمه الله
با عرض پوزش خدمت تمامي دوستان که در اين مدت نبودمان را تحمل کردند و بر ديده مان منت نهاده و نظر دادند. با اينکه مي دانستيم نبودمان براي شما ملت غيور و سخاوتمند و حاضر در صحنه و هميشه بيدار و مبارز با کفار و هوشيار نسبت به مسائل غرب و بوش بي هوش و پشتوانه محکم دين و ايمان سخت مي باشد در اين مدت که از محضر پر شکوه و سخاوتمند شما عزيزان بي بهره بوديم در حال لذت بردن از فصل پر برکت و نشاط آور فصل امتحانات بوديم.و با گذاراندن اين دوره با بهترين نمرات تصميم به باز سازي وبلاگ فوق گرفته و اقدام نموديم و اميدواريم همه گان از اين فصل تا چندي بعد خلاصي يابند(ما که جيگرمون در اومد) با تشکر (سازمان حمايت از مشروطيان ممتد ) لفظ قلم رو داشتي تو رو حضرت عباس ما که ماليديم چشممون آب نمي خوره که شما ها نماليده باشين ميخوايم امروز به نوعي خوش خبر باشيم. مي خواييم غافلگيرتون کنيم. داشته باشيد تا بعد..... يه مسابقه هم ترتيب داديم که جايزه هاش ، جايزست. حدس بزنيد اين چند نفر چه نسبتي با يكديگر دارند
به ترتيب هر يك از اين عكس ها چه نسبتي با يك ديگر دارند؟ الف:هيچكدام ب:همه موارد ج:گزينه الف و ب صحيح است د:هر ۴ مورد صحیح است لطفا پاسخهاي خود را در قسمت نظرات درج كنيد . . ضمنا جوايز بدون قرعه كشي به برندگان مسابقه اهدا مي گردد. متشكريم با ما همراه باشيد تا سري مسابقاتي ديگر. سحر و پگاه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
http://tinypic.com" target="_blank">
یاد نگرفتیم اخرش چرا بجای عکس اینا اومد؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 1:15 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
السلام علیک بر خدا جویان راه انقلاب
تو خونه ما این چند روز اتفاق خاصی نیوفتاده تا براتون تعریف کنیم مامانم چند روزی رفته بود خونه باباش
حالا جدای این بحثا اون وسط مسطا عمه خشگلمونم اومده بود خونمون آقا صب تا شب مامانم از بابام بد میگفت بد میگفت بد میگفت اونم ازون ور هی ماسمالی میکرد که گند کاری های داداش جونشو جمو جور کنه خلاصه مهم ماییم که بهمون خیلی خوش گذشت چون این مدت دیگه کسی چغلیمونو نمیکرد تازشم بعدش دوباره رفتن سفر و......................................... البته شانس اوردیم عممون رفت خانوم همسایه اومد جاش بازم ما خدارا شاکریم بخاطر محبتهایی که از ما دریغ نمی کنه. اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو راستی قضیه اون ۵۰۰۰۰هزار تومنم حل شد طرف اعتراف کرد که اشتب کرده خلاصه یه حالی به ما داد یکی محض رضای خدا به ما درست یاد بده که چه جوری می شه عکس گذاشت تو وبلاگ ما هر کاری می کنیم به جای عکس آدرسش میاد نمی شه سحر و پگاه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
سلام
هفته وحدت و میلاد با سعادت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و یگانه پرچم دار فقه جعفری حضرت امام جعفرصادق(ع) بر شیعیان مبارکباد خوب هستید به امید خدا ؟ خوب خدا رو شکر . ازاینکه یه خورده دیر آپ کردیم شرمنده ایم .امیدواریم دلایلی که میاریم از نظر شما موجه باشه. کامپیوترمون همیشه خرابه.آخه از وقتی یادمونه همین رو داشتیم. تو این چند ماه آخر دکمه روشنش رو که می زدیم بعد دوساعت روشن می شد.بعدش دیگه خاموش نمی شد.بعد چند مدت دیگه روشن نمی شد سال تحویل در جوار امام رضا بودیم و چهار، پنج روزی مشهد بودیم. ما به پیسی خوردیم تو این عیدیه یه نفر اومده می گه ما بهش ۵۰۰۰۰تومان معادله پانصد هزار ریال یه داداش نداریم که سر کار بره و ازش قرض بگیریم یا حتی یه نفر رو نداریم که ..... تازه اگه یه نفر به پیسی بخوره به ما امید داره اینو بگم که ما همیشه عیدامون خرابه . ما به یاد نداریم عیدی بهمون خوش بگذره .این رسم ماست. هی روزگار سحر دنبال وام از دانشگاست ما نیازمند کمکهای سبزتان هستیم .(اینو قبلا هم گفته بودیم).چرا شما جدی نگرفتید؟ دست علی یارتون خدا نگهدارتون . سحر و پگاه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 9:19 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم میلاد با سعادت امام باقر (ع) را به به همه شیعیان مخصوصا ایرانیان تبریک می گیم . پدرو مادر ارجمندمون بازم رفتن مسافرت و ما رو تنها گذاشتن قبلا از خانوم همسايه خوشمون نميومد دوباره از فردا شروع مي شه .ساندويچ و اين جور آتاشغالا رو بايد بريزيم تو معده خراب شدمون امروز كه داشتم از مدرسه بر مي گشتم يه آدم بي شخصيت يه تيكه انداخت ولي ما جنبمون بالاست با اين چيزا جا نمي زنيم.يكي نيست به اين يه لا قباي پاپتي بگه: به شما ها چي؟وام الافي تعلق مي گيره يا نه.بي فرهنگ چند روز پيشا نشسته بوديم توي خونه و داشتيم لحاظات آرامش بخشي رو سپري مي كرديم راستي شماها مي خوايين تعطيلات عيد برين كجا پارسال با چند تا از آشنا هامون رفتيم شيراز و بابامون مثلا مسئول برنامه ريزي ها بود. دلم براتون بگه كه تقريبا 10/15 نفري مي شديم . مي گن بايد با آدمش بري مسافرت لابد يه چيزي هست كه مي گن كه كسي توجه نداره .همه بي خيال و دنبال يه بهونه بودن كه بزنن تو سرو كله ي هم ولي باباي نازنين ما يه جوري قضيه رو فيصله مي داد ما دوتا هم كه نگو چهار روز تو شيراز بوديم آخرش نذاشتن يه فالوده شيرازي كوفت كنيم اگه بابامون نصف اين خرجايي كه تو اين سفر كردرو به يه زخمي مي زد الان ميليونر بوديم به هر حال تجربه خوبي بود (خوب اميدواريم كه شما هر كجا مي ريد و هر كجا كه نمي ريد بهتون خوش بگذره. سرتون سلامت سحر و پگاه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط سحر و پگاه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سحر 19 سالمه دانشجوی رشته جامعه شناسی
پگاه 17 سالمه خواهر سحر |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 فروردین 1387 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
بلد نیستیم |
|
RSS
|